پرسش خود را مطرح نمایید
پرسش ها: 860
پاسخ ها: 2278
پرسش ها: 470
پاسخ ها: 1205
پرسش ها: 1202
پاسخ ها: 3355
پرسش ها: 1551
پاسخ ها: 3859
پرسش ها: 476
پاسخ ها: 1152
پرسش ها: 63
پاسخ ها: 156
پرسش ها: 48
پاسخ ها: 106
پرسش ها: 844
پاسخ ها: 2230

ارتباط با جنس مخالف

مشخصات فردی:

جنسیت: مرد

سن: 28

وضعیت تاهل: مجرد

فرزند: اول خانواده

تحصیلات: لیسانس

شغل: ازاد

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: خیر
داروی مصرفی و میزان آن: خیر
سابقه مصرف سیگار، الکل و یا دیگر مواد مخدر، میزان و نوع آن: سیگار می کشم
شرح مسئله: سلام خسته نباشید من 28 سالمه و می خواهم ازدواج کنم و همسرمو خودم انتخاب کنم من اعتماد به نفسم خیلی پایینه حتی گاهی دوستم به من می گه تو خود کم بینی. به هر حال من تا حالا 3 بار پشت سر هم شکست خوردم یعنی هر بار که سراغ دختر مورد علاقم رفتم جواب رد شنیدم نکته جالبش اینه که هر 3 بار علاقه اونا به خودم رو متوجه شدم البته اوایل قانع نمی شدم و هی می گفتم که نه شاید من اشتباه می کنم ولی یه مدت که می گذشت دوستام نیز این علاقه طرف مقابل به منو درک می کردن به هر حال من بعد از اینکه متوجه علاقه اونا می شدم می رفتم پیشنهاد به اونا رو مطرح می کردم ولی جواب اونا نه بود حتی دوباره می رفتم بهشون پیشنهاد می دادم تا شاید نظرشون عوض بشه ولی نمی شد .حتی جوری شده بود که من شک می کردم از این که بهشون می گم هدفم ازدواجه اینا پا پس می ذارن پس برای دختر بعدی می گفتم هدفم اشناییه بیشتره ولی تنها جوابی که کلا تو این 3 مورد منو اذیت می کرد این بود که این دخترا منو دو دل می کردن مثلا جواب نه دندان شکن نمی دادن بعضی وقتا که می خواستم که یه چیزی بگن تا برم پی کارم بازی منو دو دل می کردن مثلا بهشون می گفتم از کسی خوشتون میاد می گفتن نه می گفتم دوس پسر ی یا نامزدی دارین می گفتن نه می گفتم من مشکلی دارم باز می گفتن نه بهشون گوشزد می کردم پس مشکل چیه می گی نه می گفتن همینجوری . برای همین اعصابم خورد می شد و اعتماد به نفس پایین من باعث می شه که دیگه پا پیش نذارم به خدا هر 3 بار عین این برام تکرار شده 1چراغ سبز نشون می دن2 جواب نه می دن 3 ولی جواب نه ای که دیگه برم پی کارم نمی دن و با الفاظ و شخصیت من بازی می کنند در ضمن احساس نیاز به جنس مخالف و فکر کردن به او هر ثانیه مغزمو به هم می ریزه دیگه کارامو هم توش سستی می کنم الانم باز تنها منتظر یه معجزه ام ازتون عاجزانه کمک می خوام باز از زحماتتون متشکرم

پاسخ ها: 4
بازدیدها: 1088

20 شهریور 1395 ساعت 19:31

پاسخ ها

با سلام دوست گرامی من در نورد اعتماد به نفس که به آن اشاره کردید، توضیحاتی خدمتتان می دهم. اعتماد به نفس مقوله ای است که برای تک تک انسان ها از ارزش و اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشد. گرچه اعتماد به نفس از اهمیت فراوانی برخودار می باشد، اما مسئله ای که مطرح می شود، این است که چگونه می توان به طور واقعی اعتماد به نفس را ایجاد کرد و آنرا زنده نگه داشت؟ یکی از جنبه هایی که می توان از آن منظر به اعتماد به نفس نگاه کرد، این است که هر فرد در خلوت و تنهایی، با خودش چگونه صحبت می کند. هر فرد به طور روزانه کارهای فردی اش را ارزشیابی می کند. متأسفانه برای بیشتر افراد این ارزیابی ها با آنچه از خودشان انتظار دارند، فاصله بسیار زیادی دارد و بیشتر ارزشیابی ها شکل انتقاد به خود می گیرند. برخی از این ارزیابی ها جنبه منفی دارند، و برخی از آنها مثبت می باشند. اگر یک اشتباه معمولی کرده باشید، حداقل 45 دقیقه در مورد آن خودتان را سرزنش میکنید: "واقعاً احمقانه بود، نمی توانم باور کنم که این حرف از دهان من درآمده باشد، همه آنها داشتند مرا نگاه می کردند، احتمالاً وقتی امشب به خانه بروند، همه شان در مورد من صحبت خواهند کرد!" اگر هم کارتان در این حد، بد نبوده باشد، باز هم یک منشی مخصوص پرونده های کارهای اشتباه دارید که در قسمت ذهن، مشغول به فعالیت می باشد. در این مواقع او دست به کار می شود و فایل های قبلی را چک میکند. بیشتر ما تبحر خاصی در خار شمردن خودمان داریم و کمتر قادریم که احساس خوبی در خودمان ایجاد نماییم. البته هر چند از درون، خودمان را انتقاد می کنیم، اما در عین حال سعی می کنیم که در پیش روی دیگران خود را به بهترین نحو جلوه دهیم. هر چند اشتباه، جزئی از زندگی است، اما ما باید راههای را پیدا کنیم که بدون ضربه زدن به استعدادهایمان تنها از انتقادهای سازنده بهره بگیریم. طوری به انتقاد کردن نگاه کنید که گویی قصد دارید به عنوان اطلاعاتی در زمنیه بهبود و به موفقیت رساندن خودتان استفاده کنید. هدف شما محکوم کردن و یا سرزنش نفستان نیست؛ بلکه باید به وسیله انتقاد، برای آینده خودتان یک پشتیبان محکم درست کنید که به شما اجازه دهد که فردا خیلی مؤثرتر از امروز عمل کنید. پس این نکته را مد نظر قرار دهید.

پاسخ توسط: هدی کریمی

انتشار: 19 اردیبهشت 1392 ساعت 08:51

با سلام به دوست عزیز.درست صحبت کردن و بیان متناسب یکی از مهارت‌های اساسی ارتباطی در برقراری یک ارتباط موفق و موثر می‌باشد. در حقیقت همه ما توانایی صحبت کردن را داریم، اما گاه لازم است برای ایجاد ارتباط یا استمرار ارتباطات خود مهارت‌های صحبت کردن را هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی ارتقا دهیم.برای صحبت کردن با افراد باید شیوه ای متفاوتی را به کار گیریم با هرکسی باید متناسب با ویژگی های شخصیتی فرد برخورد کنیم.نحوه صحبت کردن شما بیانگر میزان احساساتتان از آنچه می‌گویید می‌باشد به این معنا که وقتی شروع به صحبت می‌کنید،‌ هرجمله‌ای که در صحبت‌هایتان به کار می‌برید، نشان‌دهنده احساسات شما از مساله مورد نظر می‌باشد و دیگران با شنیدن صحبت‌ها و عقاید شما نسبت به آن مساله، به احساسات درونی‌تان پی می‌برند.هیچ یک از ما با مهارت‌های برقراری ارتباط از مادر متولد نشده‌ایم، بر خلاف تصور اکثر افراد، مهارت‌های ارتباطی، کاملا آموختنی است و آگاهی از این مهارت‌ها به ما کمک می‌کند تا در برخورد با اشخاص مختلف اعم از پدر،‌ مادر،‌ همسر، فرزند، دوست یا همکار موفق‌تر ظاهر شوید.اول سعی کنید ادم محکمی باشید و انتخاب طرف مقابلتان هم صرفا بخاطر ویژگی های شخصیتی خود ان فرد باشد .برای احساستان ارزش قایل بشید و ان را برای کسی ابراز کنید که واقعا لایقش باشد.سعی کنید اگر انتخابی انجام میدهید اول آگاهانه و سنجیده باشد و درست ترین انتخاب برای شما باشد و بعد از مطمئن شدن از خودتان است که می توانید طرف مقابلتان را جذب کنید.

پاسخ توسط: ریحانه مرادی

انتشار: 19 اردیبهشت 1392 ساعت 08:50

با سلام.دوست عزیز مهم ترین چیز بر ارتباط با دیگران برخورداری از اعتماد به نفس بالا، داشتن مهارت گفتگو و بیان نافذ است.افکار، احساسات و رفتار ما نقش بسیار مهمی را در زندگی ما ایفا می کنند. در حقیقت این سه با یکدیگر در تعامل بوده و بر یکدیگر نیز تاثیر می گذارند. اما به طور کلی افکار ما تعیین کننده احساسات و رفتار ما هستند و چنانچه آنها را تغییر دهیم احساس و رفتارمان نیز تغییر می کنند. بگذارید با یک مثال این مطلب را توضیح دهیم. فرض کنیم یکی از مسائلی را که توضیح دادید مربوط به دوستا یابی شماست. البته ما فقط به طور مثال این مورد رابیان می کنیم. ممکن است فکر شما این باشد : " من نمی توانم با بقیه صمیمی شوم" . داشتن این فکر، احساسات متعددی را برای شما به همراه می آورد، از جمله: " غم، نا امیدی، اضطراب ، خشم و ...." که بر اساس نوع احساستان ممکن است رفتاری مثل " گوشه گیری، کناره گیری از دوستان، و حتی رفتارهایی از قبیل پرخاشگری یا ..." را نشان دهید. و اینگونه رفتارهای شما شکل می گیرند. اما در مورد کم حرفی یا نوع روابطتان باید بگوییم هر ویژگی یا رفتاری که از ما سر می زند ناشی از دو عامل بسیار مهم "ارث" و " محیط" است. اگرچه ممکن است شما زمینه ارثی این ویژگی ها را داشته باشید اما این زمینه محیطی است که باعث می شود این ویژگیها در شما باقی بمانند یا از بین بروند. یادمان باشد که داشتن یا نداشتن یک ویزگی به خودی خود بد یا خوب نیست بلکه میزان، فراوانی و شدت آن، مقایسه آن ویژگی در سایرین و میزان آسیب زنندگی و ایجاد اختلال آن در روابط، تعیین می کند که یک ویژگی مثبت باشد یا منفی . چنانچه مسئله شما با توضیحاتی که دادیم کاهش نیافت؛ توصیه می کنیم با روانشناس شناختی – رفتاری مشورت نمایید.

پاسخ توسط: نازنین افصحی

انتشار: 17 اردیبهشت 1392 ساعت 13:20

با سلام.دوست عزیز معجزه در درون شما باید اتفاق بیافتد.شما باید خودتان را باور کنید تا دیگرا هم شما را باور کنند.ارتباط اگرچه برای همه اتفاق می افتد اما شرایط زمانی، مکانی و حتی ویژگیهای شخصیتی در این نوع ارتباط دخیل است. از این مسئله ناراحت نشوید: گاهی اوقات خود ما، مشکلاتی برای خودمان می آفرینیم. بسیار ساده است. افکار ، احساسات و رفتار ما در تعامل با هم اند و بر یکدیگر تاثیر می گذارند. یک فکر منفی، یک احساس منفی و یک حس منفی؛ یک رفتار منفی را ایجاد می کند و بالعکس. از طرفی اگرچه همه ما دارای افکار، احساسات و رفتارهای منفی زیادی هستیم اما بعضی از این موارد درست و کارآمد و برخی ناکارآمدند و بایستی ابتدا آنها را از هم متمایز کرده و سپس اقدام نماییم . در مورد شما نیز ممکن است اینگونه باشید . قصد نداریم که بگوییم فکر شما درست یا نادرست است، بلکه می خواهیم بگوییم که این قبیل افکار نیز ممکن است شما را درگیر کرده باشند. بنابراین قدم اول این است که این افکار را بهتر بشناسید. و سپس برای ایجاد رابطه اقدام نمایید. برای اینم کار بد نیست با یک روانشناس شناختی رفتاری مشورت نمایید.

پاسخ توسط: زینب فرازنی شهیر

انتشار: 17 اردیبهشت 1392 ساعت 13:16

ارسال نظرات
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر: