پرسش خود را مطرح نمایید
پرسش ها: 860
پاسخ ها: 2278
پرسش ها: 470
پاسخ ها: 1205
پرسش ها: 1202
پاسخ ها: 3355
پرسش ها: 1551
پاسخ ها: 3859
پرسش ها: 476
پاسخ ها: 1152
پرسش ها: 63
پاسخ ها: 156
پرسش ها: 48
پاسخ ها: 106
پرسش ها: 844
پاسخ ها: 2230

وسواس فکری

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 30

وضعیت تاهل: متاهل

فرزند: اول خانواده

تحصیلات: فوق لیسانس

شغل: بی کار

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: بله- برای درمان خیالبافی مراجعه کردم که متاسفانه نتیجه ای نگرفتم چون روانشناس محترم فقط روی درمان خودارضایی من تاکید کردند و فقط در این زمینه منو راهنمایی کردند
داروی مصرفی و میزان آن: نه
شرح مسئله: با عرض سلام وخسته نباشید من چند تا مشکل دارم، اولیش اینه که من مدام دارم به مشکلات گذشتم فکر می‌کنم، یعنی‌ همش تو فکر گذاشته‌ام مثلا ۲ سال خارج از کشور درس خوندم و اونجا دختر نسبتا مذهبی ای بودم اما ۲ آقای ایرانی‌ که مذهبی‌ نبودند و تو ساختمان من زندگی می کردند سر این مسئله خیلی‌ به من نیش و کنایه می‌زدند، اون موقع خیلی‌ ناراحت نبودم از این مسائل یعنی‌ چون مشغله های دیگه ای داشتم اهمیت نمیدادم اما از وقتی‌ اومدم ایران یعنی‌ ۱ سال و نیمِ پیش مدام دارم به اون نیش و کنایه ها فکر می کنم یعنی هی‌ به خودم می‌گم چرا اینطور جوابشون رو ندادی چرا اونطور جوابشون رو ندادی چرا گذشتی اینقدر تو زندگیت دخالت کنند واسه همین همش دارم خودم رو تصور می‌کنم که دارم با اونا جر و بحث می‌کنم و جوابشون رو اونطور که می‌خوام میدم اما این شده کار هر روز من طوری که برام شده عادت یعنی‌ فکر می‌کنم که اگه یه روز این جر و بحثای خیالی رو با خودم نکنم ممکنه اون آقایون رو دوباره ببینم و نتونم پسشون بر بیام، به خاطره همین بعضی‌ وقتا حتی تو جمع هم دارم با خودم حرف میزنم. خیلی تلاش کردم بذارمش کنار اما نشد. دیگه خانواد‌ه ام هم فهمیدند و بهم میگن که تودیوونه شدی منم خیلی ناراحتم و نمی دونم چی کار کنم، از همون موقع که این افکار شروع شد وسواس فکری شدیدی هم گرفتم که واقعا کلافم کرده بود البته قبلا هم به طور مقطعی چند بار دچار وسواس فکری شده بودم اما این دفعه خیلی‌ شدید بود، حالا الان تا حدی کنترلش کرده ام و بهتر شده اما هنوز از بین نرفته، اما مشکل اصلی من اینه که می خوام بدونم اینکه همش تو فکر گذاشته‌ام آیا فقط فکر کردن به گذشتست یا یه نوع وسواس فکریه؟ مثلا یکی از دوستام هم که ۱۲ سال پیش تو دبیرستان خیلی‌ اذیتم میکرد همش کاراش میاد تو ذهنم و من مدام دارم باهاش تو ذهنم جر و بحث می‌کنم و میترسم که یه روز دوباره ببینمش و بازم من و آزارم بده، حالا اصلا معلوم نیست که دوباره ببینمش اما مدام دارم براش جواب آماده می‌کنم که اگه دیدمش حقش و بذارم کف دستش الان اون رفته کانادا و من دوست دارم برم اونجا اما تا یادم میافته که اونم اونجاست یه اضطرابی میگیرم که منو از رفتن باز میداره, ممنون میشم اگه به من کمک کنید، ضمنا به مدت ۱۵ سال خود ارضایی داشتم که الان مدت ۱۰ ماه که اون رو ترک کردم البته خیلی‌ شدید نبود، همچنین از ۱۱ سالگی خیالبافی شدید هم داشتم که الان خیلی‌ بهتر شده, البته اینهارو فقط از این جهت عرض کردم که شاید بنا بر تشخیص شما تو مشکل فعلی من تاثیر داشته باشه والا مشکلی که من و عاجز کرده همین فکرکردن به گذشتست، ازتون عاجزانه تقاضای کمک دارم، پیشاپیش خیلی‌ خیلی‌ ممنون از سایتِ خیلی‌ خوبتون.

پاسخ ها: 2
بازدیدها: 780

24 شهریور 1395 ساعت 19:26

پاسخ ها

سلام دوست عزیز خیالبافی یکی از مکانیسم های دفاعی انسان است که در آن فرد جهت مقابله با ناکامی ها به صورت خیال و تصور به امیال و آرزوهای خود واقعیت می بخشد و گاهی هم امیال شکست خورده خود را به تخیلات فریبنده و لذت بخش تبدیل می کند تا آنچه را که در عالم واقع بدان نرسیده است در عالم خیال برای خود تصور کند. اولین و مهمترین اثر تخیل همانطور که لابد خود نیز به تجربه دریافته اید، این است که ممکن است مانع درک واقعیات شده و باعث گردد فرد نتواند به طور مطلوب با محیط خود ارتباط برقرار کند. هنگامی این عمل خطرزاست که عمل خیال و تخیل به صورت عادت درآید؛ زیرا در چنین هنگامی دیگر فرد قادر نیست و توانایی آن را نخواهد داشت که واقعیت ها را همان گونه که هست، ببیند. چندین علت را می توان برای خیال بافی های افراطی در نظر گرفت که برخی عبارتند از: مشکلات روحی و روانی، که بیشتر ناشی از اختلافات خانوادگی،کمبودها و ناکامی ها می باشد و فرد برای فرار و جبران آنها رو به خیالبافی می آورد. همچنین امیال و آرزوهایی، که یا دسترسی به آنها مشکل است و یا تحت هر شرایطی نمی توان به آنها دست یافت. لذا پیشنهاد می گردد علاوه بر پیگیری راهکارهای زیر برای ریشه یابی علت خیالات و موفقیت بیشتر در از بین بردن آن به صورت حضوری به یکی از متخصصان روان شناسی مراجعه نمایید تا با توجه به گذشته شما در حل این مسأله یاریتان نماید. برای درمان خیال بافی های افراطی توجه به نکات و عمل به راهکارهای زیر مؤثر می باشد .1- همواره بدانید انسان موجودی با اراده و مختار است و همانطور که نمی گذارد هر کسی به حریم شخصی و خانوادگیش نفوذ کند ، باید با اراده خودش از نفوذ افکار و اندیشه های مزاحم و خیالی در ذهنش نیز جلوگیری نماید وکنترل افکار و اندیشه های خود را در دست خود داشته باشد.2- یکی دیگر از تکنیکهای موثر در این باره اینست که کشی به مچ خود ببندید و با شروع خیالپردازی آن کش را کشیده و رها کنید طوری که اندک سوزشی بدستتان وارد شود آنگاه شروع به شمارش معکوس نمایید مثلا یک عدد پیچیده مثل 6589234را انتخاب کنید و سعی نمایید هفت هفت تا از آن کم کنید تا به صفر برسید.3- تکنیک موثر دیگر اینست که وقتی استارت خیال پردازی در ذهنتان زده شد بلافاصله کش را گرفته و رها کنید و به فکری که قبل از این فکر خیال پردازانه به ذهنتان آمد و باعث شد که شما این دست به کار این فکر شوید را بیابید و بعد از یافتن آن به فکری که قبل از آن به ذهنتان آمد و باعث شد که این فکر به ذهنتان بیاید فکر کنید و همینطور به فکرهای قبلی بپردازید با اینکار کم کم کنترل فکر خود را بدست خواهید آورد البته اینها تکنیکهایی هستند که باید زیر نظر روان درمانگر و در طی چندین جلسه انجام شوند.4- استفاده از تکنیک حواست را جمع کن: این شیوه ممکن است ظاهراً ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار مؤثر است. هنگامی که حواستان پرت می شود و ذهنتان سرگردان است، مرتب به خودتان هشدار دهید که حواست را جمع کن. این روش کم کم سبب می شود که توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب شود. 5- فرصتی برای افکار و خیالات مزاحم: در طول روز، زمان ویژه ای را به فکر کردن درباره مسائل وخیالاتی که به ذهن شما خطور می کنند و تمرکزتان را به هم می زنند اختصاص دهید. 7- از خیالپردازی خود به درستی و آگاهانه استفاده نمایید؛ زیرا در این صورت است که متوجه این موضوع می شوید که از زندگی خود چه می خواهید. از خیال می توان به عنوان یک ابزار تعیین کننده هدف برای خود استفاده کرد.ولی اگر علی‌رغم عمل به این راهکارها، نتیجه‌ای نگرفتید لازم است حضوراً به روان‌شناس یا روان‌پزشک مراجعه نمایید.

پاسخ توسط: فرشته نوری

انتشار: 27 شهریور 1395 ساعت 18:57

با سلام،دوست خوبم بیکاری و تنهایی *بزرگترین مولد افکار منفی *هستش بهتره از تنهایتون بهر نحوی بکاهین.دوست عزیز ورزش-مطالعه-درجمع بودن و بیرون رفتن-بهادادن به علایق و تفریحات سالم-مسافرت-کار و مشغولیت _حتی پیاده روی و صحبت با یک دوست همه و همه میتونن از افکار منفی و در گذشته مرده شما بکاهند بدون شک اگر شاغل باشین و سرگرم با برنامه مشخص و مطابق میل،کمتر به اتفاقات گذشته فکر خواهین کرد و بدنبالش کمتر در افکارتون غرق خواهین شد.سعی کنین در این خصوص(وسواس فکری) حتما از یک روانشناس شناختی کمک حضوری بگیرین مسلما با شناخت افکارتون و تغییر و اصلاحشون روزهای آرامتری رو تجربه خواهین کرد بنده چند راهکار عملی خدمتتون تقدیم میکنم امیدوارم بدردتون بخوره: 1. غرقه‏ سازی(flooding)؛ جوری که که فرد مبتلا به وسواس، با اختیار خود اونقدخودشو در معرض موضوعی که از اون رنج میبره قرار بده تا ازاون فکر خسته و متنفّر بشه در واقع هر روز، زمانی رو به فکر کردن درباره موضوع وسواس فکری خود اختصاص بده و آن چنان و اونقدر درباره اون فکر کنه که از اون متنفّر بشه در نتیجه هرگاه بدون اختیار هم ذهنش به اون معطوف شد و خواست از روی اجبار تکرار کنه اراده و اختیارش در دور کردن اون فکر و اجتناب از اون چیره و حاکم میشه. 2. هروقت ذهنتون بدون اختیار مشغول همون اوهام و افکار بیهوده وسواسی شد، مشت خود رو محکم روی زمینی بکوبین و با گفتن *بس کن*از جای خود بلند شده، تغییر حالت دهید تا به این شکل از فکر بیشتر و غرق شدن در افکارتون بکاهین. 3. کش نازکی را دور مچ دست خود ببندین. هرگاه افکار وسواس به سراغ شمااومد، با کشیدن کش و رها کردن اون روی دستتون و ایجاد درد کوچیک روی مچ خود، از اون فکر رها بشین این میتونه بعنوان یه هشدار عمل کنه. 4. با خودتان عهد ببندین و برنامه‏ ریزی کنین که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصی باشه (مثلاً 5/4 تا 5 بعدازظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهنتون شد، به خودتان بگویید زمان فکر کردن فلان ساعت مقرر هستش و در زمان مقرّر نیز مدتی رابه فکر کردن درباره اون موضوع اختصاص بدین و ذهنتون را به اون مشغول بسازین تا این که در طول روز و به طور پراکنده، ذهنتون مشغول نباشه. ضمنا زمان اختصاصی رو به تدریج در طی (مثلاً 30 روز) روزی یک دقیقه کم کنین تا به صفر برسه. 5. هر روز به خود تلقین کنین که «من میتونم افکار وسواسی*ام رو کنار بزارم»؛ چراکه تلقین یکی از راه‏های مبارزه با افکار منفی هستش و وسواس فکری نیز چیزی جز یه فکر منفی مزاحم نیستش.درپایان مطالعه کتاب *رهایی از زندان ذهن( نشر ارجمند) *رو بهتون پیشنهاد میکنم ضمنا در صورت تمایل میتونین پاور پوینت و مقالاتی در خصوص مقابله با افکار منفی و راهکارهای پیشنهادی واسه درمان وسواس فکری از ایمیلم دریافت کنین.شاد و موفق باشین.

پاسخ توسط: سمیه سمیعی

انتشار: 27 شهریور 1395 ساعت 18:57

ارسال نظرات
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر: