پرسش خود را مطرح نمایید
پرسش ها: 860
پاسخ ها: 2278
پرسش ها: 470
پاسخ ها: 1205
پرسش ها: 1202
پاسخ ها: 3355
پرسش ها: 1551
پاسخ ها: 3859
پرسش ها: 476
پاسخ ها: 1152
پرسش ها: 63
پاسخ ها: 156
پرسش ها: 48
پاسخ ها: 106
پرسش ها: 844
پاسخ ها: 2230

بلاتکلیفی

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 28

وضعیت تاهل: متاهل

فرزند: چهارم خانواده

تحصیلات: لیسانس

شغل: کارمند

سابقه مراجعه به روانشناس ، دلیل مراجعه، نوع درمان و نتیجه: نه
داروی مصرفی و میزان آن: نه
شرح مسئله: باسلام و خسته نباشید.یک سال پیش طی خواستگاری سنتی عقد کردم در دوران نامزدی متوجه شدم که سرمزاج هستش و شدید به خانواده پدریش وابسته اونقدر وابسته که برای من هیچی جز خریدهای عروسی نمیخرید تا خواهراش ناراحت نشن و غصه نخورن که ازدواج نکردن پیش من گریه میکرد که چطور از خانوادش بعد عروسی جدا بشه بعد 4 ماه ازدواج کردیم عوض اینکه رابطه اش با من صمیمی بشه بدتر شد همش فکر میکنه میخوام ازهم جداشون کنم سر هر موضوعی دعوا میکنه اوایل من محبت میکردم عاشقانه رفتار میکردم خودم برای سکس پیش قدم میشدم اما از 4 ماه پیش منم سردشدم خواهراش با من کنار نمیان اینم اضافه کنم بیشتر خرج خانوادش رو شوهرم میده وضعش خوبه اما به خاطر اونا برای من خرید نمیکنه و مشکل از اینجا بدتر شد که خواهرش منو ناراحت کرد و اون به خاطر من خواهرشو زده البته به گفته خودش بعد دعواهای من و اون دوباره شروع شد که باعث شد منم بزنه الان یک ماه خئنه پدرم هستم اون بیرونم کردبا همدستی خانوادش رفته دادگاه برام عدم تمکین داده که چند روز اینده دادگاهمونه .وقتی به گذشته نگاه میکنم هیچ خاطره خوشی باهاش ندارم و فوش رکیک هم میداد میخوام مهریه ام بذارم اجرا اما اگه اینکارو بکنم اون تصمیمش برای طلاق حتمی میشه و مهم اینکه من بلاتکلیف هستم نمیدونم چیکارکنم با ادمی که اولویت براش خواهراش هستن من هیچ جایگاهی ندارم .از اسم اینکه زن متارکه ی باشم میترسم چیکار کنم ؟توروخدا راهنماییم کنین

پاسخ ها: 3
بازدیدها: 349

24 شهریور 1395 ساعت 19:25

پاسخ ها

با سلام،دوست خوبم مشخص نشد مشکلتون فقط خونواده ایشون هستش یا خود ایشون رو نیز نمیتونین تحمل کنین؟دوست عزیز اگر ناملایمات زندگیتون ریشه در دخالتهای خواهراش و خونواده ایشون داره میشه روابط رو در حد مطلوب اصلاح و شرایط زندگی مستقل ایشون رو فراهم کرد و با جلسات مشاوره مشکل رو تا حد زیادی حل کرد در کنارش اگه شوهرتون از نظر شخصیتی وابسته و تابع باشه و نتونه جراتمند و مستقل عمل کنه از طرفی مهارتهای زندگی رو بلد نباشه اونموقع کارتون سختر میشه.دوست خوبم داشتن مهارتهای ارتباطی درست و حل مسئله در بین زوجین مسئله مهمی هستش متاسفانه با توجه به نوشتتون نداشتن مهارت ارتباطی درست و بجا از طرف شوهرتون حس میشه + پایین بودن سطح فرهنگی خونواده ایشون ،اگر بازم فکر میکنین شرایط فراهم کردن زندگی مستقل رو دارین و میتونین از دخالتها و تشنجات خونواده ایشون بدور باشین با جلسات زوج درمانی و گفتگوی بیشتر با شوهرتون سعی در نگهداشتن زندگیتون داشته باشین میتونین در این خصوص پاور پوینتهای با موضوع* یادگیری مهارتهای زندگی* و *حل تعارض در روابط زوجین* رو از ایمیلم دریافت کنین.بهتره در خصوص موندن یا جدایی با سنجش تمام شرایط و مرور روابطتون قاطع و محکم تصمیم بگیری نه رفت و برگشتی(زندگیتون رو به اما و اگر نسپارید..).دوست عزیز یباره دیگه دلایل ازدواج با ایشون و شرایط موندن و جدایی رو واسه خودتون لیست کن و درکنارش سود و زیان تصمیم و نقاط قوت و ضعف زندگیتون رو یادداشت کن بدون ترس از برچسب متارکه خوردن شما سن زیادی ندارین و هر شخص حق داره واسه آرامش و زندگی بهینه تصمیماتی منطقی و بدور از احساس داشته باشه قرار نیست ما یعمر تاوان اشتباهاتمون رو بدیم و آرامش رو از خودمون سلب کنیم اگربا سبک سنگین کردن شرایط موندن و طلاق و آگاهی از شرایط بعد از جدایی(شرایط مالی-حمایتی-سازگاری و....) و نظر مشاور به نتیجه رسیدین که جدایی بجا و منطقی هستش یذره تردید به دلتون راه ندین و اقدام کنین(بدونین با متارکه شدن زندگیتون به پایان نرسیده و میتونه فرصتی باشه واسه آرامش بیشتر و زندگی امیدوارانتر). شاد و موفق باشین.

پاسخ توسط: فرشته نوری

انتشار: 27 شهریور 1395 ساعت 19:05

با سلام. دوست عزیز بنظر می آید ما باید وابستگی را تعریف کنیم . مورد زیاد داشته ام که این گزارش را می دهند و بعداً می بینیم این جورری نبوده . آقا رابطه عاطفی با مادرش دارد . به او احترام می گذارد ، از او نظر میخواهد و به طور متعارف به دیدارشان می رود و خانم تلقی شان وابستگی است . خیر . این وابستگی نیست . وابستگی به معنی واقعی این است که این آقا بدون اجازه مادرشان آب نمیخورد و بدون نظر خانواده اش هیچ کاری نمیکند و پدر و مادر حاکم بر زندگی ایشان هستند . در تمام تصمیم های ایشان دخالت میکنند و دائم در کنار خانواده است و رأی خانواده اش را بدون استثناء به خانم ترجیح میدهید . بله درست است این وابستگی شدید است . ولی حتی ، اگر به این رسیدید که همسرتان همین وابستگی شدید را هم دارد ، جدایی را تجویز نمیکنیم . این را به حساب سی درصد نقاط منفی ایشان میگذاریم . من نمیخواهم روی این کار صحه بگذارم . چون اگر وابستگی این جوری ادامه پیدا کند ، خوب نیست و خانم باید به خودشان و همسرشان کمک کنند . زن میخواهد مردش تکیه گاهش باشد . میخواهد مردش استقلال داشته باشد . مردی که به مادرش تکیه کرده ، نمی تواند تکیه گاه همسرش باشد . همسرش رنج می برد . فرانسوی ها میگویند : پسری که زیاد به حرف مادرش گوش میکند ، بهتر است ازدواج نکند و زن نگیرد .در مورد شما موضوع حساس شده و به برخورد فیزیکی منجر شده است. مطمئنا شما با حساسیت نشان دادن در وابستگی عاطفی همسرتان نقش داشته اید و پیام های غیر مستقیم زیادی برای ایشان ارسال کرده اید. بنده به شما توصیه می کنم از یک زوج درمانگر به صورت حضوری کمک بگیرید و از همسرتان بخواید برای بهبود اوضاع شمارا همراهی نمایند. خانم دکتر موتابی در مرکز مشاوره سگال می تواند راهنمای خوبی برای مشکل شما باشند. موفق باشید

پاسخ توسط: سمیه سمیعی

انتشار: 27 شهریور 1395 ساعت 19:00

با سلام. همه ی ما با آرزوها، الویتها و ملاکهای خاصی ازدواج میکنیم. گاهی اوقات به آنچه میخواهیم نمیرسیم زیرا به نظر میرسد که در انتخاب آنچه که برای ازدواج لازم بود، به دلایل خاصی، اشتباه کرده ایم، اما در مورد قطع رابطه حداقل به دو صورت طلاق، صحبتهای زیادی شده است. اینکه طلاق خوب است یا بد، به شرایط، موقعیت و ویژگیهای شخصیتی افراد و البته دلایل دیگری، نیز بستگی دارد. در کل برای اینکه بدانید بایستی چه تصمیمی بگیرید دو پیشنهاد کلی به شما میدهیم: 1-بررسی سود و زیان در رابطه ماندن یا قطع یک رابطه از طریق طلاق. به دنبال این باشید که ببینید ازدواج چه مزایا و معایبی برای شما داشته و سپس تصمیم بگیرید. 2-مراجعه به یک روانشناس با تخصص زوج درمانی .

پاسخ توسط: نازنین افصحی

انتشار: 27 شهریور 1395 ساعت 19:00

ارسال نظرات
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر: