پرسش خود را مطرح نمایید
پرسش ها: 860
پاسخ ها: 2278
پرسش ها: 470
پاسخ ها: 1205
پرسش ها: 1202
پاسخ ها: 3355
پرسش ها: 1551
پاسخ ها: 3859
پرسش ها: 476
پاسخ ها: 1152
پرسش ها: 63
پاسخ ها: 156
پرسش ها: 48
پاسخ ها: 106
پرسش ها: 844
پاسخ ها: 2230

افسردگی

مشخصات فردی:

جنسیت: زن

سن: 25

وضعیت تاهل: متاهل

فرزند: سایر خانواده

تحصیلات: لیسانس

شغل: خانه دار

شرح مسئله: سلام من حدود 2الی 3 سالی است که احساس پوچی و بی فایده بودن دارم از کارهای خانه که همش تکراریست بدم می اید احساس میکنم خیلی وقت است واقعا شاد بودن را احساس نکردم از زندگیم لذتی نمیبرم و از طرفی اراده ای برای انجام کار هایم را ندارم وقتی به کاری دست میزنم یه لحظه احساسی به سراغم می اید که از انجامش بدم می اید ممنون میشم که راهنماییم کنید که چگونه میتوانم مشکلاتم را حل کنم

پاسخ ها: 3
بازدیدها: 324

17 شهریور 1395 ساعت 19:20

پاسخ ها

سلام دوست عزیز.همه ما در طول زندگی در دوره های کوتاه و بلند احساس داشتن غم و اندوه را تجربه کرده ایم . اما زمانی که این اندوه، بیش از اندازه و پایدار و عمیق باشد ممکن است منجر به افسردگی گرددکه احساس خستگی ، بی ارزشی ، درماندگی ، و نومیدی را پدید می آورند. یکی از علت های اصلی که فرد دچار افسردگی می شود داشتن تفکر منفی و اندیشه های منفی است که احساس مایوس شدگی را بوجود آید.راهکارهایی زیر میتونه به شما تا حدودی کمک کند: قرار دادن اهداف واقع بینانه از نظر افسردگی و بعهده گرفتن یک مقدار از مسئولیت. خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک ، حق تقدم (برای) برخی (کارها) قرار دادن و انجام دادن هرآنچه که می توانید به همان اندازه که میتوانید!کـوشـش بــرای با سایر مردم بودن و اعتماد کردن به یکی از آنها ، این معمولاً از تـنـها بودن و مرموز بودن (پنهان کار بودن) بهتر است .سهیم شدن در فعالیتهایی که میتواند احساس بهتری برای شما بوجود بیاورد. ورزش معتـدل (مـلایـــم) ، رفتن به یک سینما ، یک توپ بازی ، یا شرکت کردن در یک (مراسم) مذهبی ، اجتمـاعـی ، یـا سـایـر فـعـالــــیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند .به خاطر داشته باشید ، مثبت اندیـشی مـی تـوانـد بــا منفی اندیشی که بخشی از افسردگی است ، جایگزین شود.سعی کنید برای کارهایی مورد علاقه خود بیشتر وقت بگذارید.چون مدت زیادی است که از این احساس میگذرد بهتر است به یک درمانگر با گرایش شناختی -رفتاری مراجعه کنید جون این درمان ابزارهایی را در اختیار شما خواهد گذاشت که به‌وسیله‌ی آنها واقعی‌تر فکر کنید و احساس بهتری داشته باشید

پاسخ توسط: سمیه سمیعی

انتشار: 20 شهریور 1395 ساعت 19:30

با سلام، اکثر مشکلات از آنچه که در ذهن ما سپری می شود، نشأت می گیرد که به عبارتی همان افکاری که در ذهن از محیط اطرافتان دارید، می باشد و این افکار هم از ارتباطتان با دیگران و مشاهدات محیطی تان شکل می گیرد از آنجاییکه خانه دار هستید و بیشتر مواقع احتمالأ در منزل باشید و کارهایی تکراری روزانه را انجام می دهید عامل مهمی در این احساس شما می باشد. به همین دلیل در حد توان تغییراتی در رویه ی زندگی روزانه ی خود ایجاد کنید کارها را پس و پیش کنید و به شکل دیگری عمل کنید به ملاقات دوستان بروید و از تنها ماندن خودداری کنید و دیگر کارهایی که باید با توجه به شرایط زندگی تان انجام دهید چون ما از وضعیت زندگی شما اطلاع چندانی نداریم زیاد نمیتوان به طور اختصاصی کمک کنیم چرا که احتمال دارد شما با بچه سرو کار داشته باشید و یا والدین خود و شوهرتان و یا حتی رفتارهای خاص شوهر و اطرافیانتان عامل این احساس شده است. با توجه به اینکه جوان هستید و در دوره ی سنی مناسبی هستید می توانید با ایجاد خلاقیت در زندگی و تغییرات لازم به احیای خود بپردازید. زیاد منتظر نباشید کسی از بیرون بیاید و تغییراتی در زندگی شما ایجاد کند بلکه خودتان تصمیم قطعی بگیرید و دست به کار شوید. اگر واقعأ به تنهایی قادر به تغییر نیستید پیشنهاد من اینست به صورت حضوری با یک متخصص مشورت کنید قبل از اینکه شرایط بدتر شود. یادتان باشد ما باید هر روز یک تغییر در خود به وجود آوریم تا از تکرار لحظه ها جلوگیری کنیم. موفق باشید

پاسخ توسط: نازنین افصحی

انتشار: 20 شهریور 1395 ساعت 19:30

با سلام. اکثر روانشناسان امروزی معتقدند که افکار، احساس و رفتار ما در تعامل با یکدیگر بوده و بر یکدیگر تاثیر می گذارند. از طرفی آنها بر نقش مهم افکار در زندگی اشاره کرده و معتقدند که اگر یکی از این سه محور به جهت مثبت یا منفی تغییر کند دو محور دیگر نیز در همان جهت تغییر می کنند. در عین حال، آنها افکار را به دو دسته مثبت یا منفی و کار آمد یا ناکارآمد تقسیم می کنند. افکار کارآمد آنهایی اند که با دنیای واقعی همخوانی داشته و می تواند موجبات پیشرفت ما را فراهم نماید و از طرف دیگر افکار ناکارآمد نه تنها به دنیای واقعی همخوانی نداشته، بلکه آسیب زننده بوده و ما را به عقب بر می گرداند. تکنیک های مختلفی برای هر دو نوع فکر در نظر گرفته شده که با توجه به نوع مشکل، سطح مشکل و ویزگیهای هر فردی تغییر می نماید. شاید در ابتدا فکر کنید که پیدا کردن این نوع افکار وقت تلف کردن بوده و عملاً به شما کمکی نمی کند اما بد نیست بدانیم این روش درمانی اولین بار برای افسردگی و سپس برای وسواس، اضطراب، ترس و .... کاربد پیدا نمود. از آنجایی که شما علایمی از افسردگی را ظاهراً دارید به شما توصیه می کنیم با یک روانشناس از دیدگاه شناختی- رفتاری مشورت نموده و از وی کمک بخواهید. برای این منظور "کلینیک تخصصی خانواده و کودک دانشگاه شهید بهشتی" و یا "مرکز مشاوره سگال" را به شما پیشنهاد می کنیم.

پاسخ توسط: فرشته نوری

انتشار: 20 شهریور 1395 ساعت 19:29

ارسال نظرات
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر: