كد مطلب: 31706
تاريخ انتشار: 15 اردیبهشت 1394 ساعت 13:59

رها شدن از الگو های تکراری...

نویسنده/ مترجم: Celestine Chua/ سایت روان

وقتی برای بیشتر مردم اتفاقات ناگواری رخ می دهد، غریزه اولیه آنها این است که آن را به عنوان یک حادثه ای که تنها یک بار رخ می دهد نادیده می گیرند و یا محیط را بخاطر آن سرزنش می کنند.

وقتی حادثه برای بار دوم رخ می دهد، همچنان بطور مشابهی عمل می کنند. بار سوم، ممکن است که فکر کنند که این حادثه یک تصادف است، اما کم کم این فکر به ذهنشان خطور می کند که شاید چیزی در آنهاست که باعث جذب این شرایط در زندگیشان می شود.

بار چهارم، پنجم یا ششم ... بزودی برایشان واضح می شود که این مسئله، به یک الگوی شکل گرفته، در زندگیشان تبدیل شده است.

یک مثال شخصی : در طول زندگی ام، الگوهای تکرار شونده ای وجود داشته است. مثلاً، روند غالبی که در دانشگاه، مدام برایم ظاهر می شد این بود که همیشه برای کنفرانسها و کلاسهایم دیر می رسیدم. در آن زمان فکر می کردم علت این است که در محل بسیار دوری از دانشگاه زندگی می کنم و اگر نزدیک تر زندگی می کردم، سرموقع می رسیدم.

بعد از آن، وقتی که بعد از فارغ التحصیلی، شروع به کار کردم، همچنان همیشه دیر می رسیدم، البته این بار سر کار و قرار ملاقات هایی که داشتم. این بار، استدلال می کردم که علت آن است که کارهای زیادی باید انجام دهم و برنامه زمانی، بسیار فشرده است.

پس از آن، سال قبل، حرفه شرکتی خود را رها کردم که به دیگران در بهتر زندگی کردن کمک کنم، تبدیل به یک مربی تمام وقت و یک وبلاگ نویس در زمینه پیشرفت شخصی شدم. حتی این بار نیز، در قرار ملاقات هایم، دیر می کردم. بدیهی بود که دیر کردن من فقط بخاطر خود من بود زیرا این بار خودم برنامه زمانی ام را تنظیم می کردم.

مشکلی در من و یا در طریقه ای که کارهایم را انجام می دادم وجود داشت و می بایست مشخص می شد.

مثالهایی از الگوهای معمول:

در اینجا، به بیان رفتارهای منفی و تکرار شونده ای که مردم در زندگی روزمره خود با آن مواجه می شوند می پردازم. اگر هر کدام از این اتفاق های زیر حداقل بیش از پنج مرتبه برای شما رخ داده، پس احتمالاً می توان این الگو را به شما نسبت داد.
- دیر کردن برای قرار ملاقات ها
- تحویل ندادن کاری در زمان تعیین شده
- حواس پرت بودن
- با فرد اشتباهی رابطه برقرار کردن و در نتیجه تجربه کردن روابط مخرب
- دیر خوابیدن و قادر نبودن به زود از خواب بیدار شدن
- خوردن احساسات
- ورزش نکردن حتی وقتی که برای انجام آن برنامه ریزی کرده اید
- بحث و جدل کردن و عصبانی شدن
- نیمه کاره رها کردن وظیفه ای که در حال انجام آن هستید
- تا دیروقت سر کار ماندن و خود را با کار، از پا درآوردن


چگونه الگوها را بشکنیم و از آنها بیرون بیاییم؟


عکس العمل بعضی از مردم به این رفتارهای تکرارشونده، این است که با اعمال نیروی خارجی سعی در جلوگیری از وقوع این الگوها (از طریق انضباط) می کنند. مثلاً، اگر مطابق برنامه خود ورزش نمی کنند، به خود ضربه می زنند تا مطابق برنامه ورزشی خود پیش بروند. اگر به رژیم غذایی خود عمل نمی کنند، خود را برای درست خوردن، تأدیب می کنند.

این راه، معمولاً برای دوره های کوتاه مدت جواب می دهد.

حل این مسئله از این طریق، نیازمند مصرف مداوم انرژی شماست. به محض اینکه نیروی خارجی حذف شود شما به الگوی طبیعی عادت خود بر می گردید. به علاوه، با سرمایه گذاری انرژی خارجی در یک زمینه ی بخصوص، انرژی کمتری برای مواجه شدن با دیگر مسائل در زندگی خود خواهید داشت.

علت وقوع دوباره این عادات، این است که این الگوها، به دلیل یک چارچوب اصلی و داخلی که با آن زندگی می کنید رخ می دهند. این چارچوب ها به اعتقادات و ارزشهای شما باز می گردد. برای رهایی از این رفتارهای تکرار شونده، باید به داخل نگاه کنید و ببینید که چه چیزی باعث ایجاد آنها می شود، باید از عوامل پنهان شده، پرده بردارید و بطور ریشه ای، آنها را رفع کنید. خوشبختانه، چون این الگوها نتیجه اعتقادات ماست، با تغییر اعتقاداتمان می توانیم از آنها خارج شویم.

در اینجا تمرینی را آورده ام که در روشن ساختن عوامل ریشه ای الگوها و رفع آنها، بسیار یاری بخش است. معمولاً از این تمرین، در پیشرفت شخصی استفاده می کنم و این به من اجازه داده که بتوانم رفتارهایی را ترک کنم که ارزش من بالاتر از آنهاست؛ مثل دیر کردن، خوردن احساسات، دنبال نکردن برنامه ورزشی. همچنین، در روش مربیگری خود از آن استفاده کرده ام؛ این روش، باعث موفقیت مشتریانم در شکستن الگوهای منفی و سرعت گرفتن به سوی اهدافشان، شده است.
قبل از شروع این تمرین، لیستی از الگوهای منفی زندگی خود بنویسید، بهتر است موردی را انتخاب کنید که می خواهد از دستش رها شوید.


اول. پنج مرتبه آخری را که در چنین شرایطی قرار گرفته اید لیست کنید


با الگویی شروع کنید که تصمیم دارید آن را بشکنید. سپس، پنج مرتبه آخری را که با آن روبرو شده اید لیست کنید. تعداد نمونه ها، پنج تا انتخاب شده است تا بتوانیم اتفاق ها را مقایسه کرده و شباهت های بین این الگوها را دریابیم. اگر دوست دارید می توانید این کار را خسته کننده تر کنید و ده اتفاق آخر را لیست کنید!

از مثال دیر کردن برای قرار ملاقات ها استفاده می کنم. سر وقت نبودن، یکی از تمایلات غالب من در گذشته بوده است. هر وقت قرار بود که برای ملاقات کسی بیرون بروم، این تقریباً تضمین شده بود که دیر خواهم کرد. زمان دیر کردن من، بین پنج تا بیست و یا حتی سی دقیقه و یا بیشتر بود.

دو. برای هر مورد، عاملهایی را که باعث چنین پیامدی می شود لیست کنید


اکنون تا جایی که می توانید عواملی را که باعث وقوع این اتفاق می شوند لیست کنید. اگر مثلاً الگوی دیر خوابیدن را دارید، عواملی را بنویسید که باعث می شود شما دیر بخوابید. مثلاً ممکن است که مجبور بودید کار کنید یا با دوستی، تلفنی صحبت می کردید و یا مثلاً بی خوابی داشته اید ... ممکن است که بیشتر از یک عامل داشته باشد، بنابراین تا جایی که می توانید، عوامل مختلف را لیست کنید.

وقتی مواردی را که دیر می کردم لیست کردم، به یک لیست کاملی از عوامل رسیدم، مثل: الف) زیاد خوابیدن، ب) گیر کردن در کاری قبل از قرار ملاقات، ج) اتوبوس دیر کرد، د) راه بندان غیرمنتظره، ه) نتوانستم مکان ملاقات را پیدا کنم(مکان برایم ناآشنا بود)، ی) قبل از قرار ملاقات، اتفاق غیرمنتظره ای رخ داد.

سه. شباهت های بین عوامل را مشخص کنید


به عواملی که لیست کردید نگاه کنید. آیا عوامل مشترکی بین اتفاقها وجود دارد؟ دور آنها خط بکشید. احتمالش هست که بین همه عوامل لیست شده، یک یا دو گرایش غالب پیدا کنید.

در مورد مثال من، عامل مشترک این بود که قبل از قرار، در انجام کاری گیر می کردم. هر چند که می توان عوامل اضافی دیگری را در هر مورد در نظر گرفت، اما من معمولاً به این علت دیر می کردم که مشغول به انجام رساندن کاری بودم.

چهار. به علت عامل ها نفوذ کنید


اکنون، علت این عامل ها را دریابید. چه چیز باعث ایجاد این عوامل شده است؟ به هر علتی که رسیدید، باز هم عمیق تر کند و کاو کنید تا به علت پایه برسید. تا زمانی که به یک نقطه معقولی برسید، باید بپرسید "چرا این، علت است؟" یا "چرا اینگونه است؟".

وقتی به این نگاه کردم که چرا عقب می افتادم، متوجه شدم علت این است که می خواستم کاری را به انجام برسانم که بایستی زودتر تمام می شد و هنوز به پایان نرسیده بود. وقتی عمیق تر نگاه کردم دریافتم که من بیش از آنچه بطور واقع بینانه برایم امکان پذیر بود، کارها را برنامه ریزی می کردم. زمان های مناسبی را برای استراحت در نظر نگرفته بودم و زمان لازم برای انجام کارها را دست کم می گرفتم.

بجای چسبیدن به برنامه کاری ام، در طی پروسه کاری تمرکزم را از دست می دادم و در عوض به کارهای غیرمرتبط می پرداختم.

این مشکل به این دلیل اتفاق می افتاد که من توانایی خود را زیاد برآورد می کردم.

در نتیجه، قرار ملاقات گذاشتن قبل از اتمام کارم، به معنی این بود قادر نبودم که به آنچه برنامه ریزی کرده بودم دست یابم. با نرسیدن به شخصیت مطلوبم، از خودم ناامید شده بودم. زیرا نمی خواستم این فکر را بپذیرم که آنقدر به کارم ادامه می دادم که بیش از حد دیرم می شد.

ممکن است که در پس عوامل، بیش از یک علت وجود داشته باشد. وقتی در این مرحله هستید، سعی کنید که همه علل را دریابید.

پنج. برای رفع علت، مراحل اقدام را مشخص کنید


حال که علل ریشه ای را یافته ایم، چگونه می توانیم آنها را رفع کنیم تا در آینده، با بازگشت این الگو مواجه نشویم؟ اقداماتی را بیابید که علل ریشه ای و عوامل را رفع کند.

در مورد من، مراحل اقدام اینها بود:

لیست وظایفی به وجود آورم که بطور واقع بینانه با توانایی حاضر من، هم خوانی داشته باشد.

قرار دادن برنامه در یک مکان دائم تا بتوانم از زمان و از وظایفی که باید انجام دهم آگاه باشم.

در مواردی که قادر به انجام رساندن کاری نیستم، این را بپذیرم و یک برنامه جداگانه ای در جهت انجام کار نیمه تمام در زمانی دیگر، تنظیم کنم.

همین که در مراحل پیش می روید، متوجه می شوید که این مراحل مستقیماً به الگوها مرتبط نیستند. مثلاً، در مورد مسئله دیر کردن من، در اولین نگاه، درست کردن لیستی از وظایف، راه حل مناسبی به نظر نمی رسد. اما چون این در جهت کنترل یکی از علل است (برنامه ریزی غیرواقع بینانه)، به من کمک کرد که این الگو را بشکنم. اگر اولاً به درستی به علل ریشه ای اشاره کرده باشید و ثانیاً اقدامات مناسبی را مشخص کرده باشید و ثالثاً به این اقدامات، عمل کرده باشید، الگوها از زندگی شما ناپدید خواهند شد.

نکات اضافی


وقتی الگوهای معینی را کاوش می کنید، در می یابید که علل زیرین غالباً یکی هستند و مشابه می باشند. پس با سر و کار داشتن با آن علت، می توانید با یک حرکت، از دست خیلی از رفتارهای نامطلوب، راحت شوید.

به یاد داشته باشید که بعضی از الگوها ممکن است با هم ارتباط داخلی داشته باشند؛ مثلاً ممکن است دریابید که بعضی از علل، خود الگو هستند! بنابراین، ریشه کنی چنین الگوهایی به یک باره، کار آسانی نیست. هر بار، برای کشف آنها تمرکز کنید و جلو بروید. متعاقباً، به جایی خواهید رسید که علل ریشه ای بدرستی مشخص شده و الگوها ریشه کن می شوند.

 

جهت دریافت مقاله اصلی بر روی لینک زیر کلیک نمایید...

www.litemind.com

نظرات (1)
مریم سجده ای

واقعا بنده نشخوار فکری دارم و بسیار از این موضوع رنج می کشم. امیدوارم بتوانم با کمک روانشناسان سایت شما ، مقالات و کمکتان تا حدودی به آرامش برسم

ارسال نظرات
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
وب سایت:
* متن نظر: